شعر آب
آب را گل نکنیم :
در فرودست انگار، کفتری می خورد آب .
یاکه در بیشه دور، سیره ای پر می شوید .
یا در آبادی، کوزه ای پر میگردد .
آب را گل نکنیم :
شاید این آب روان، می رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی .
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب .
زن زیبایی آمد لب رود،
آب را گل نکنیم : روی زیبا دو برابر شده است .
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۰ ساعت 20:56 توسط مهشید خدامرادی
|