مطلب درمورد کم آبی
کم آبی یعنی نبود منابع آب شیرین برای تأمین تقاضای آب متعارف. کم آبی، به علت خشکسالی، فقدان بارندگی و آلودگی نیز ایجاد می شود. کم آبی، از نظر تأثیر بالقوه ای که در طی دهه آینده می تواند داشته باشد، در سال 2019 توسط مجمع جهانی اقتصاد به عنوان یکی از بزرگترین خطرات جهانی ذکر شده است. کم آبی از برآورده نشدن جزئی یا کامل تقاضا، رقابت اقتصادی بر سر کیفیت و کمیت آب، اختلافات بین کاربران، تخلیه و کاهش غیرقابل برگشت آب زیرزمینی و اثرات منفی بر روی محیط زیست، تجلی می یابد.[۳] دو-سوم جمعیت جهان (4 میلیارد نفر)، حداقل یک ماه از سال را در شرایط کم آبی شدید، به سر می برند.[۴][۵] 500 میلیون نفر در جهان، در تمام طول سال با کم آبی شدید مواجه هستند.[۴] نیمی از بزرگترین شهرهای جهان، کم آبی را تجربه می کنند.[نیازمند منبع]
تنها 0٫014 درصد از کل آب روی زمین، شیرین و به آسانی قابل دسترس است. 97 درصد از آب باقی مانده، شور است، و دسترسی به مابقی آن که کمی کمتر از 3 درصد می باشد، دشوار است. در مقیاس جهانی و از نظر فنی، مقدار کافی آب شیرین وجود دارد. با این حال، به دلیل توزیع نابرابر آب که با تغییرات اقلیمی تشدید شده، ممکن است، بعضی مناطق بسیار مرطوب و بعضی بسیار خشک شده باشند. همچنین افزایش شدید تقاضای آب برای صنعت در دهه های اخیر، بشر را با بحران آب مواجه ساخته است. در صورت ادامه روند فعلی، انتظار می رود که در سال 2030، تقاضا، 40 درصد بیش از منابع شود.[نیازمند منبع]
عدم تطابق جغرافیایی و زمانی بین تقاضا و دستیابی به آب شیرین، دلیل عمده کم آبی جهانی است.[۶][۷] افزایش جمعیت جهان، ارتقا و بهبود استانداردهای زندگی، تغییر الگوهای مصرف، و توسعه آبیاری کشاورزی اصلی ترین دلایل افزایش جهانی تقاضای آب است.[۸][۹]
عواملی مثل تغییر اقلیم، خشکسالی، سیل، جنگل زدایی، افزایش آلودگی، گازهای گلخانه ای و استفاده بیهوده از آب می توانند باعث کمبود منابع شوند. سالانه، آب شیرین کافی برای تأمین این تقاضا در سطح جهان وجود دارد، اما تغییرات مکانی و زمانی این تقاضا و تفاوت در دسترسی به آب، بسیار زیاد است و باعث بروز کم آبی (فیزیکی) در بخش هایی از جهان در زمان های خاصی از سال می شود.[۴] به علت تنوع هیدرولوژیکی طبیعی، کمبود آب در طول زمان متفاوت است اما بیش از این، تابعی از سیاست های اقتصادی حاکم، و رویکردهای برنامه ای و مدیریتی است. انتظار می رود که این کمبود، با توسعه اقتصادی شدت یابد، اما اگر به درستی شناسایی شود، بسیاری از عواقب آن قابل پیش بینی، جلوگیری یا کاهش است.[۳]
بعضی کشورها قبلا اثبات کردند که جدا شدن مصرف آب از رشد اقتصادی امکان پذیر است. مثلا در استرالیا، بین سال های 2001 و 2009، در حالی که رشد اقتصادی بیش از 30 درصد بود، مصرف آب تا 40 درصد کاهش یافت.[۱۰] هیئت منابع بین المللی سازمان ملل متحد اظهار داشت که دولت ها به سرمایه گذاری های کلان در راه حل های بسیار ناکارآمد که عموما نه از نظر زیست محیطی ماندگار هستند و نه از نظر اقتصادی مناسبند، تمایل دارند؛ پروژه های عظیمی مثل سدها، کانال ها، خطوط انتقال آب و مخازن آب، جزو این موارد محسوب می شوند. بر اساس نظر ایشان، مقرون به صرفهترین راه جداسازی مصرف آب از رشد اقتصادی، این است که دولت ها برنامه های مدیریتی جامع آب را ایجاد کنند که کل چرخه آب، از منبع تا توزیع، مصرف اقتصادی، تصفیه، بازیابی، استفاده مجدد و بازگشت به محیط را در نظر بگیرد.[۱۰]